تبلیغات
فعالیت های پرورشی دبیرستان خوارزمی ناحیه 5 اصفهان - اسرارو روشهای نفوذ دردلها


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:چهارشنبه 19 مرداد 1390-09:16 ق.ظ

اسرارو روشهای نفوذ دردلها

 

اسرارو روشهای نفوذ دردلها

دختران و پسران ،همسران ،کودکان،مدیران،معلمین وهر که را که شما تصور کنید می خواهند به نوعی در دل دیگران نفوذ کنند آنهم نه با چاپلوسی بلکه با اعتماد به نفس و غرور ....

ازنامه های مشكل گشا چنین پیداست كه مشكل عده ای از مردم این است كه نمی دانند روابط خودرابامردم بر چه اساسی بنا نهند تابه محبوبیت وعزیزی برسند اینست كه دراین مقاله درباره محبوبیت سخن می گوئیم .اگر دلتان می خواهد كه اطرافیان دوست تان داشته باشند وباهمنوعان خود روابط حسنه برقرارسازید ویقین پیدا كنید كه دوستتان دارند مقاله زیر رابه دقت بخوانید .اگر دلتان محبوبیت می خواهد هیچ خجالت نكشید زیرااین یك نیاز طبیعی آدمیزاداست .ویلیام جیمز روانشناس بزرگ امریكایی درجائی نوشته است كه (یكی از عمیقترین وریشه دارترین انگیزه های آدمیزاد اینست كه محبوب واقع شوند ومردم قدروآنهارابشناسند )امامیل به محبوب شدن گاه دورنیست مارادرمعرض خطر بگذارد بدین معنی كه آنچنان به محبوبیت خودعاشق شویم كه برای بدست آوردن آن به وسایل نامبارك دست یازیم .مثلابه چاپلوسی بپردازیم ومجیزوتملق دیگران رابگوئیم وحتی ازاین هم فراتر رفته محبوبیت خودرابه قیمت تحفه هائی كه به افرادمی دهیم تامین سازیم .به صراحت باید بگویم كه محبوبیت یك امرمادرزادی وارثی نیست البته بعید نیست عده ای بیشتر ازسایرین آماده كسب محبوبیت باشند ولیكن دیگران را نیز اگر بخواهند می توانند بابذل مختصر كوشش به همان اندازه محبوب شوند .كسانی كه محبوب می شوند كسانی خستندكه حاكم برروابط خودبادیگران هستند ومااكنون به عوامل شش گانه راكه اگربدان عمل كنید شمارادرخانه واداره ومدرسه محبوب خواهد ساخت یكی بعدازدیگری تشریثح می سازیم :

نخست -آنكه ظاهرآراسته دربسیاری از مواردخیلی مفید است ولیكن دركارمحبوب شدن تاثیردردرجه اول نداردوحال آنكه اگر درتمیزی لباس وآراستگی آن بكوشید این البته در محبوبیت وغزیزشدن شما موثراست زنی كه می خواهد محبوب شوهرش واقع شود مجبورنیست لباس فاخر بپوشد وبهترین وگرانترین عطرها وكرم ها رابه سروصورت خود بمالد بلكه اگر تمیز ومرتب باشد باهمان لباس ساده خانه نیز قادر است عزیز شوهرش شود بی گامن یك شخص عالی مثل خورشید نورافشانی می كند وجامه كثیف یا موهای ژولیده وپریشان وصورت ناشسته قادرنیست ازنورافشانی آن جلوگیری كند ولیكن چه اصراری هست كه خورشید تابان شخصیت خود را باابر ژولیدگی بپوشانیم ؟زیرا ظاهر مانباید مخل تشعشع باطن ما باشد كه هیچ بلكه باید به تلالو باطن وشخصیت درخشان ما كمك كند .بسیار اتفاق می افتد كه از طرزلبا س پوشیدن افراد می توان به شخصیت آنان پی برد ودر مثل درباره لاابلیگری وبی ذوقی ویاذوق وشم هنری وحالت خود نمایی انها بدرستی داوری كرد هیچكس نمی تواند منكر این امر شود كه ظاهر كسان در روابط اجتماعی آنان موثر است .ودر عكس العمل دیگران نسبت به آنان تاثیر می كذارد .با همه آنچه گذشت نقش ظاهر درمحبوبیت چندان زیاد نیست واهمیت آن در این است كه معاشران درنخستین وحله برخوردازروی ظاهر ما درباره ما داوری می كنند واگر ظاهر ام زننده باشد ممكن است از ما داوری جوینده واین زحمت رتبه خود ندهند كه با وجود ظاهر ناخوشایندمان باما معاشرت كنند تا بعداپی به شخصیت جالب ما ببرند .

دوم -آنكه برای كسب محبوبیت به تبسم وشادی نیاز داریم البته ناگفته پیداست كه رفتار ما باید متناسب با مقتضیات واوضاع واحوالی كه در ان هستیم باشد .مثلا ماهیچوقت انتظار نداریم كه فلان رئیس اداره ای كه برای نخستین بار به ملاقاتش می رویم قاه قاه باما بخندد وازاین قبیل .باری هركدام از ما مثل این است كه در هر مقامی كه باشیم شرایطی در دور وبر خود پدید می آوریم مثلا شرایط دوروبر بعضی از مردم ناخوشایند است وآدمی رامی گریزاند وبر عكس شرایط عده ای دیگر گیرا ودلچسب است .اگر دلمان می خواهد كه محبوب بشویم باید بكوشیم كه فضای دوربر خود را گیرا جذاب سازیم مثل اهن ربایی كه دوروبرش همه چیز را به خود جلب می كند وبرای این كار باید غرولند كردن پرهیز كنیم ودر اشخاص واشیاواحوال به دنبال چیزهایی بگردیم كه موجب نشاط ما می شود .داشتن كنجكاوی وحساسیت نسبت بدانچه مردم درباره ما فكر می كنند وابراز علاقه واقعی در این خصوص از جمله چیزهایی هستند كه ملال وخود خوری وسایر عواملی راكه مخل ومزاحم نشاط خاطر ماست از ذهن مادور می سازند .معنای وسیعتر نشاط وشادی این است كه بچیزی علاقه داشته باشیم مثلا وقتی داریم نمایشی راتماشا می كنیم ویاباكسی مشغول صحبت هستیم ویاداریم كاری می كنیم ویابازی می كنیم شوروشوق ماازناصیه ورفتار ما پیدا خواهد بود .شور وشوق ونشاط مزبور به اطرافیان ما منتقل می گردد ومیان ما وآنها رابطه ای برقرار می سازد زیرااین دیگر به تجربه ثابت شده است كه ادمهای پرشوروشوق بیش از افراد سردوبیحال كسان رابه خود جلب می سازند .

سوم -آنكه فروتنی یكی از شرایط اساسی كسب محبوبیت است كسانی كه خودخواه هستند وپیوسته ارز برتریهای خیالی خود حرف می زنند وبدان می بالند كمتر ممكن است مردمانی محبوبی باشند .این بدان معنی نیست كهبرای محبوب شدن تا بدان جا خفض جناح وسكسته نفسی وفروتنی راافراط كنیم كه به عزت نفس وغرورواعتماد به نفس ما لطمه واردآید .باید تاآنجا كه امكان دارد كارهائی راكه به ما محول شده است به خوبی انجام دهیم ووقتی كار خود رابه خوبی به انجام رساندیم به ان افتخار كنیم اما در عین حال باید خود رااماده كنیم كه از دیگران چیز یاد بگیریم وباصلاح اشتباهات خود بپردازیم تا نتایج آینده كار ما بهتر شود ادمیانی كه به واقع چیز دان هستند كمتر متكبر وخودخواه از آب در می آیند .چون چنین كسانی

بهتر از هر كس می دانند كه معلوماتشان در نتیجه با مجهولاتشان چه اندازه ناچیز است شعر معروف كه می گوید:

(تا بدان جا رسید دانش من كه بدانم همی كه نا دانم )

در واقع وصف حال این عده است همیشه به فكر چیز یادگرفتن باشیم یعنی از گهواره تا گور .گوش دادن به حرف دیگران محاسن زیادی دارد زیرا اطرافیان ما وقتی ببینند كه ما به حرفشان گوش می دهیم تا چیز یاد بگیریم حس خودخواهی شان تسكین می یابد واین امر به محبوبت ما در میان آنان كمك خواهد كرد .بنابراین بدنیست در طی معاشرتهایتان بكوشید تا كسان رابصحبت كردن درباره اموری هدایت كنید كه در آن خبره ومطلع اند .البته هر كدام ازما سلیقه های خاصی دراین زمینه داریم ولیكن فروتنی احترام به آزادی عقیده دیگران وجرمی نبودن وحق حیات برای دیگران قایل بودن ازجمله چیز هایی است كه در هركسی باید پیدا شود وریبائی گرائی خاصی خواهد داشت عوض آنكه به دیگران بگوئید كه فلانی عقیده اش صددرصدغلط است بهتر است بگوئید عقیده شما رافهمیدم ولی فكر نمی كنید 000چه رعایت ادب به كسب وجهه شما در افرادكمك خواهد كرد .از اینها گذشته اگر میان مردم به منطقی بودن وخردمندی معروف شوید این خود از وسایلی است كه شما رابه محبوبیت نزدیكتر می سازد .

چهارمین نكته -این است كه دیگران رابیازمایید وبگذارید دیگران شما رابیازمایند .كمتر چیزی است كه بیش از حقه بازی ودوروئی موجب انزجار انسان از دیگران شود منظورم این است وقتی كه حس می كنیم فلانی قابل اعتماد نیست خیلی زود روابط خود رابااوقطع می كنیم .محبوبیت ما زمانی افزایش می یابد كه دربین مردم به این صفت معروف شویم كه پیوسته در فكر امتحان دادن وامتحان كردن معاشران خودهستیم .اشخاص مرتب دلشان می خواهد كه دیگران آنها رابیازمایند البته چندان مطبوع نیست كه حس كنید كسی دارد در خفارفتار وكردار وگفتارتان رابررسی می كند .مردم معمولا از كسانی بدشان می آید كه به آنان بد گمان باشند ودر معاشرت باآنان جانب صراحت رارعایت نكنند وحال آنكه اگربدانند كه داریم آزمایششان می كنیم به ما علاقه مند می شوند وبه محبوبیت ما افزوده می گردد.به همین دلیل نیز باید خودمان رااشخاصی نشان دهیم كه ظاهر وباطنشان یكی است وچنین اشخاصی از هر امتحانی سربلند در می آیند وذیلا طریق سه گانه ای را كه برای نشان دادن صداقت لازم است شرح می دهیم

اول -گفتار وكردارماباید باهم جوردربیاید یعنی اگر قولی دادیم یاادعایی كردیم باید بدان عمل كنیم وباصطلاح خودمان واعظ غیر متعظ نباشیم .پاره ای از مردم یاد كنم به وعده وفا می كنند ویاهیچگاه به وعده خود وفا نمی كنند البته اگر چنین اشخاصی به محبوبیت نرسند جای شگفتی نخواهد بود .

دوم -اینكه صداقت ویكی بودن ظاهر وباطن مازمانی برهمه آشكار خواهد بود كه بدانند پشت سرشان از آنها غیبت نمی كنیم یعنی در غیابشان چیزی بگوییم كه در حضورشان نمی گوئیم .غیبت هر چند كه ممكن است از خبث نباشد ولیكن دشمن شماره یك محبوبیت شماست .

سومین طریق -آنست كه اشخاص بایدبه رازداری شماایمان آورند وقتی كه از شما خواهش می كنند كه رازشان رافاش نسازید جداوصمیمانه از این كار خودداری نمائید .این بود راههای سه گانه ای كه هر كسی می تواند هم دیگران رابه مددآن یبازماید وهم به دیگران اجازه بدهد كه اورابیازمایند .

چهارمین نكته -این است كه تا آنجا كه برایمان مقدور است از تشویق دیگران مضایقه نكنیم چه بدین وسیله عوض آنكه خود رابسازیم به ساختن دیگران اقدام می كنیم .وقتی كه دیگران رابه خودشان خوشبین ساختیم به ناچار انها رابه خودكمان نیز خوشبین ساخته ایم روشن تر بگویم وقتی كه مرتبا از دیگران انتقاد می كنیم بالاخره به جائی می رسیم كه انها نسبت به خودشان بدبین می سازیم واین بد بینی سرانجام به خود ما بر می گردد وبه محبوبیت ما لطمه می زند .این طبیعت بشر است از آدمی كه از و به شدت انتقاد كند خوشش نخواهد آمد .در كتاب ایوب در توراتست كه یكی از برادرانش به اومی گوید(برادر سخنان حكیمانه توموجب شده است كه عده ای به خود خوشبین وامیدوار شوند )مگر خود ما ازچنین كلمات حكیمانه ای در زندگی خصوصی خود سود نجسته ایم ؟پس این به دست ماست كه باتشویق مردم به محبوبیت خود ونزدانان بیفزائیم چه یك سخن گرم وامید بخش نمی دانید چه تاثیر معجزه آسایی در التیام جراحات محرومان ودرماندگان ونومید شدگان دارد.به مصداق :

تونیكی می كن ودردجله انداز كه ایزددر بیابانت دهد باز )

هر كمك فكری كه به دیگری بكنید از فواید ان برخوردارخواهید شد .شكسپیر برای كسب محبوبیت بهتر از این نیست كه آدمی طوری مردم را تشویق كند كه آنها احساس نمایند بر اثر ملاقات بااو به زندگی امیدوار تر وقوای انسانی خویشتن خوشبین تر شده اند .

پنجمین نكته -بالاخره این است كه به مردم كمك كنید ممكن است عده ای بگویند كه اگربه مردم كمك كنیم سوء استفتده خواهند كرد ولیكن به این بهانه نمی شود از كمك به مردم چشم پوشید .فراموش نباید كرد یكی از شرایط كسب محبوبیت این است كه به مردم كمك كنیم وهم از انان كمك قبول كنیم .یكی از مشكلات كار این است كه بعضی از مردم نه تنها از كمك های ما سوءاستفاده نمی كنند بلكه از پذیرفتن كمك نیز بیزارند .برای احتراز از این مشكلات باید به نحوی رفتار كنیم كه مردم تصور نكنند كه كا راه می رویم تا به مردم كمك كنیم .بدنیست قصه مردسامری رااز تورات در اینجا نقل كنم :حضرت عیسی در جواب عده ای از مردم كه از اوسئوال می كردند چگونه به مردم كمك كنیم فرمود :روزی مردمحترمی در بیابان بیت المقدس اسیر دزدان شد ودزدان زخمی به او زده واورا كناری گذاشته پا به فرارگذاشتن عده ی زیادی از مردم كه پاره ای از آنها اهل دین نیز بودند از كنار او رد شدند بدون آنكه توجهی به اوكنند تا آنكه مردسامری كه هیچ داعیه ای هم نداشت از آنجا عبور می كرد كه چشمش به آن مرد زخمی افتاد بیدرنگ به بیمارش همت گماشت ومرهمی برزخمش گذاشت (منظور حضرت مسیح این بودكه آدمی هر وقت كه فرصت كمك پیش آید باید كمك كند نه اینكه كمك به دیگران راحرفه خود سازیم )

منبع: عقده های روانی . دكتر ایرج پور باقر. انتشارات آسیا

*************************

چگونه جذاب باشیم ؟

چگونه جذابیت ، گیرایی و ماندگاری در قلب های دیگران داشته باشیم

همه ما علاقه‌مندیم یادمان در دلهای اطرافیان باقی باشد و این تنها با سلاح خُلق خوش حاصل می‌شود. هنگامی كه به خاطرات پررنگمان با آشنایان مراجعه می‌كنیم افراد مهربان و خوش اخلاق از ماندگارترین شخصیت‌ها در ذهن و رحمان می‌باشند. چنین ماندگاری در قلب‌ها آرزوی همه ماست و این مهم به دست نمی‌آید مگر آن كه از رموز آن آگاه باشیم‌.

یكی از مهمترین رازهای رسیدن به آن جذابیت است و قبل از هر چیز باید بدانیم كه جذابیت چیزی غیر از زیبایی است‌. شخص می‌تواند صورت زیبایی نداشته باشد اما بسیار جذاب باشد و هم چنین می‌تواند بسیار زیبا باشد اما اصلاً جذابیت نداشته باشد. جذابیت و گیرایی یك ویژگی كاملاً اكتسابی است و به راحتی می‌توانیم صاحب آن باشیم‌:

۱ - ظاهری آراسته داشته باشید.
تمیز و مرتب باشید، هماهنگی و پاكیزگی شما، ناخودآگاه شما را جذاب می‌كند. بعضی از افراد براساس تصوری اشتباه برای جذاب شدن به زحمت زیادی می‌افتند و خود را به شكل‌های عجیب و غریبی درست می‌كنند. مهمترین مسئله این است كه مرتب و هماهنگ و در عین حال ساده باشید. نامرتب بودن حتی حرفهای قشنگ‌، مثبت و تأثیرگذار شما را ضایع می‌كند. فرزندی كه همیشه پدر و مادر خود را آراسته و با ظاهری مرتب می‌بیند، ظاهر آراسته فرد ناآشنا او را نمی‌فریبد. چون ممكن است جذب ظاهر آراسته كسی شوند كه تأثیر منفی او از اثرات مثبتش به مراتب بیشتر باشد.

۲ - بیشتر سكوت كنید:
غالباً افراد به اشتباه برای این كه جذاب‌تر شوند، بیشتر شلوغ می‌كنند و به خطا می‌روند. سكوت‌، یك تأثیر ذهنی و روانی بسیار قوی می‌گذارد. در سكوت‌، فرد پیرامون خود خلاء ایجاد می‌كند و هر خلایی‌، جذب را سبب می‌شود. آنها كه بیشتر صحبت می‌كنند و كمتر می‌شنوند از جذابیت خود می‌كاهند، حال آن كه سكوت و گوش دادن بیشتر به واقع شما را عاقل‌تر و قابل اطمینان‌تر معرفی می‌كند و این زمینه‌ای مساعد برای صمیمیت بیشتر است‌. سكوتی سرشار از اعتماد به نفس سرچشمه صمیمیت است‌.

۳ - نرم و ملایم سخن بگویید:
هنگامی كه نرم و ملایم صحبت می‌كنید افراد را جذب خود می‌كنید و به راحتی می‌توانید بر روی آنها تأثیر بگذارید. آدم‌های خشن و داد و بیدادی افراد مناسبی برای اطمینان كردن‌، نیستند.

۴ - فرد محترمی باشید:
بی‌احترامی به خود، به دیگران و بی‌احترامی و بی ادبی در كلام و رفتار همگی از جذابیت شما می‌كاهد. شما باید هم در ظاهر آراسته باشید و هم در باطن وارسته‌. افراد مؤدب و متین و محترم بی تردید جذابند و این جذابیت از درون موج می‌زند.
محترم و مؤدب و باشخصیت باشید، خواهید دید خود به خود جذاب می‌شوید.

۵ - زیاد شوخی نكنید اما بسیار تبسم كنید:
شوخی فراوان از انرژی ذهنی و جذابیت شما می‌كاهد چرا كه شوخی فراوان به تدریج مرزهای لازم بین افراد را از بین می‌برد متبسم باشید كه تبسم به چهره شما جذابیتی عمیق و ژرف می‌بخشد. در تبسم‌، سنگینی و متانت و جذابیت است‌.

۶ - قاطعیت یعنی جذابیت‌:
كسانی كه شخصیت قاطعی دارند و هدفها و ارزش‌های معینی دارند، بی‌استثنأ می‌توانند افراد جذابی باشند. زیرا شخصیت‌هایی جذاب و تأثیرگذارند كه بسیار مصمم هستند و اعتماد به نفس دارند. به دنبال اهداف مشخصی بودن و به آنها رسیدن اعتماد به نفس زیادی به ارمغان می‌آورد و جذابیت از وجود چنین شخصی موج می‌زند.